برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
106
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
طبع اين آخرين تنزل قدرت معنوى خليفه بود : استفاده از اعتبار مذهبى به منظور گستردن دام سياسى . در حقيقت عمرو كه متكى به فرمان خليفه بود « 320 » و از حمله به دشمن خود غافل ماند ( سال 287 ه / 900 م ) ، در بلخ مغلوب آنان شد و طبق خواست صريح خليفه به بغداد فرستاده و اعدام گرديد . « 321 » اسماعيل سامانى پس از آن به سرعت منشورى از بغداد دريافت داشت . « 322 » بدين ترتيب خليفهء مؤمنان براى ايران فقط دستگاه اجرايى تعويض قدرت سياسى شده بود . اين موضوع براى معاصران روشن بود و همه بدون لفافه راجع به آن صحبت مىكردند . « 323 » بارى سامانيان نيز چنين وضعى داشتند . آنها بين خراسان و ماوراءالنهر بسيار كار كرده بودند و از سال 261 ه / 875 م منشور حكومت خود را از سامره ( مركز خلافت در آن تاريخ ) به دست آورده بودند . « 324 » آنان ( پس از شكست عمرو ليث در سال 287 ه / 900 م ) ديگر به اين فكر نبودند كه به تشريفات وفادار باشند ، « 325 » آنان نام خليفه را در خطبهء « 326 » ذكر مىكردند ، بر روى سكهها نام او ضرب مىشد « 327 » و براى وى هديه نيز مىفرستادند . « 328 » امّا همواره
--> ( 320 ) . نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 85 . ( 321 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 165 - شبيه به آن در سال 298 ه / 11 - 910 م ؛ همان كتاب ، ج 8 ، ص 20 . ( 322 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 2195 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 174 . ( 323 ) . مسعودى : مروج الذهب ، ج 1 ، ص 306 ؛ ج 2 ، ص 73 و بعد ، ماوردى : كتاب الاحكام السلطانية ، ص 2 و بعد - Siddigi I 566 f ، صديقى Mez 16 . ( 324 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1885 . ( 325 ) . نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 75 به وضوح آن را براى اسماعيل بن احمد تأكيد مىكند ( در حدود 287 ه / 900 م ) . ( 326 ) . نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 84 ( سال 893 ) . - به طور كلى رجوع كنيد به : Barthold , Turk , 226 F صديقى . Siddigi : II 103 - 108 . ( 327 ) . حق ضرب سكّه قبلا در زمان ساسانيان حق عاليه حاكم كل بوده است ، رجوع كنيد به : Noldeke , Aubs . 123 , 124 و غيره . ( 328 ) . همچنين طبق سنن قديمى سرزمينهاى شرقى سرهاى قطعشده دشمنان مغلوب نيز بهعنوان هديه فرستاده مىشد . Mez 16 nach Ujun .